مرتضى مطهرى
74
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
در حدود يك سال و هشت ماه پيش ، يعنى در شب دوازدهم محرم 97 به مجلسى دعوت شدم كه جمعى از آقايان و خانمهاى مسلمان حضور داشتند . قبلًا پيشبينى نمىكردم كه به چنين مجلسى دعوت شدهام . مىپنداشتم به جلسهاى خصوصى مركب از سه چهار نفر از دوستان خصوصى بايد بروم . در آن جلسه سه چهار نفر از صاحب نظران و متفكران اسلامى هم حضور داشتند كه اكنون برخى از آنها در خارج ايران بسر مىبرند و برخى در تبعيدند و برخى به رحمت حق پيوستهاند . طبعاً به حكم موقعيت و زمان و به حكم اينكه حضّار مجلس همه مسلمان و علاقهمند بودند و به حكم اينكه چند نفر از حضّار جزء صاحبنظران به شمار مىرفتند ، از آن سه چهار نفر و از من تقاضا شد كه بحثى را مطرح كنيم كه براى حضّار مفيد و سودمند باشد . دوستان ديگر هركدام مطالب مفيد و سودمندى اظهار داشتند و من به نوبهء خود از آنها بهره بردم و استفاده كردم . اين بنده مردّد و در انديشه بودم كه چه مطلبى را طرح كنم ، خصوصاً با توجه به آنكه همهء گفتهها ضبط مىشد و اين سخن در ميان بود كه همهء اينها به عنوان پيام به دانشجو پخش شود « 1 » . در اين بين يكى از افراد غير مسئول جلسه جملهاى گفت كه همان ، موضوعِ قسمت عمدهء سخنان من شد . جملهاى كه آن فرد گفت خلاصهاش اين بود : بايد مردم را از شرّ اين درياى معارف ( معارف اسلامى ) راحت كرد . نظر به اينكه فكر مىكنم آنچه در آن جلسه گفتهام براى اين بحث كه در آن هستيم مفيد است ، در اينجا آنها را بازگو مىكنم . گفتم : ارسطو جملهاى دارد دربارهء فلسفه ، مىگويد : « اگر بايد فيلسوفى كرد بايد فيلسوفى كرد و اگر نبايد فيلسوفى كرد باز هم بايد فيلسوفى كرد . » توضيح دادم كه مقصود ارسطو اين است كه فلسفه يا درست است و بايد آن را تأييد كرد و يا غلط است و بايد آن را طرد كرد . اگر درست و قابل تأييد است بايد فيلسوف شد و با نوعى فيلسوفىگرى فلسفه را تأييد كرد ، و اگر هم غلط است و طرد شدنى ، باز بايد
--> ( 1 ) . شنيدهام اخيراً آنچه در آن جلسه گفته شده ، تكثير و پخش شده است و نمىدانم كم و كسر و حذف واصلاحى به عمل آمده يا خير ؟ [ مطالب آن جلسه در جزوهاى به نام گفت و گوى چهارجانبه در سال 1381 توسط انتشارات صدرا منتشر شده است . ]